سيد محمد باقر برقعى
381
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
هماره خوش و خرّم و شاد زى * جوانبخت و پيروز و آزاد زى در رثاى پروين اعتصامى « 1 » تا بنفشه دميد و لاله شكفت * تا صبا زلف سنبلان آشفت تا زمستان سرد بىدل و ذوق * چهره از پرتو بهار نهفت تا مهين اوستاد فروردين * گوهر گوش ارغوان را سفت تا نسيم سحر ترانهء عشق * صبحگاهان به گوش بلبل گفت تا جهان شد ز خواب وى بيدار * چشم پروين اعتصامى گفت گفتى از رنج و غم خداى سخن * ريخت از ديده قطرهاى روشن خيز پروين ! كه چشم منتظران * به رهت در نظاره مىبينم دل ياران چو جامهء گل سرخ * از غمت پارهپاره مىبينم خيز پروين ! كه آسمان ادب * در عزا بىستاره مىبينم گوهرِ شعر تو به گوش كسان * راست چون گوشواره مىبينم در دلِ داغ ديدگانِ تو ، من * آتشى بىشراره مىبينم گوهرى چون تو نابسفته و پاك * حيف باشد نهفته در دل خاك مگر از دوستان چه بد ديدى ؟ * كه به تن رخت قهر پوشيدى تو همان غنچهاى كه با دل تنگ * به غم روزگار خنديدى همچو پروين در آسمان ادب * شبى ، اى ماه من ! درخشيدى يا چو شبنم به چهرهء گل ذوق * يكدو روزى چو صبح تابيدى زين گلستان نچيده بودى گل * گل امّيد دوستان چيدى اى سفركرده باز گرد امروز * كه به راه تو چشمهاست هنوز
--> ( 1 ) - يك سال پس از مرگ پروين اعتصامى ، شاعرهء بزرگ معاصر ، كه در فروردينماه 1320 اتفاق افتاد ، مجلس يادبودى براى بزرگداشت او در تالار دار الفنون بر پا شد . در آن مجلس نويسندگان و خطيبان و شاعران در رثاى او شعرها و مقالهها خواندند و سخنرانىها كردند . من نيز مسدّس فوق را كه با تأثّر بسيار از مرگ او سروده بودم خواندم و مورد توجّه قرار گرفت .